گلایه

ادبیات/شعر/ترجمه

عصبانی
نویسنده : محسن کریمی راهجردی - ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٦
 
از فرط عصبانیت فراموش کرده ایم که میتوانیم ...خود را به خریت میزنیم در هم می لولیم ادای روشنفکر ها را در میآوریم به دست آوردهای مسخره خود مغرور هستیم به تحصیلات خود می بالیم یکدیگر را دکتر خطاب میکنیم و به شنیع ترین وجه خود را موجه و موفق و خوشحال و راضی نشان می دهیم و در عین حال زبان پست ترین طبقات یک جامعه فراموش شده را بر می گزینیم
تو از فرط عصبانی بودن جرات بیاد آوردن را از خود گرفته ای
من از فرط غصه نمی خواهم بیاد بیاورم
سرنوشت ملتی که با خود زنا کند همین است


 
comment بهانه ()