گلایه

ادبیات/شعر/ترجمه

امروز
نویسنده : محسن کریمی راهجردی - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ شهریور ۱۳۸٦
 
سلام. بیشتر اوقات فراغت این تابستان را به ترجمه شعر و همچنین گلگشت در وبلاگهای ترجمه گذراندم که حقا بسیار آموزنده بود. اینبار می خواهم شعری را به انگلیسی همراه با ترجمه اش به فارسی برایتان بنویسم. شعری از خانم کریستال رودس شاعره افریقایی تبار معاصر امریکایی که از قضا نویسنده پرکاری است. برای من صدای به شدت زنانه ای که در جان این شعر نهفته است جذاب بود هر چند که در دنیای امروز که جهان تغییرات تند و بزرگ است تمییز چنین مفهومی از چنین کاری شاید کمی شخصی باشد.

TODAY

When you served me breakfast in bed this morning...
you suddenly said you love me

without thinking i unknowingly returned the gesture...
eventhough i didnt know if i felt it

BY lunchtime you were saying it again and this time i honestly said it back

As a matter of fact we said it a lot almost after every bite

Then at dinnertime

you mumbled when you said it

maybe you still had chicken in your mouth

But i hardly heard it clearly

I wonder what dessert will be

Maybe you will skip saying anything and be more concerned with your cake


ا مروز


ناشتا را در بستر که برایم آوردی
امروز صبح را میگویم
چه ناگهانی گفتی که دوستم داری
پریشان و بی خود من نیز
واگویه کردم عشق را

نیم چاشت
دوباره داشتی میگفتی ...
که اینبار
از ته دل پاسخت را دادم
راستش را بخواهی ما لقمه لقمه با هم
خوردیم
عشق را

پس به شام گاه
اوهون اوهوم...
آه
شاید هنوز کامت از جوجه پر بود
با اینهمه به سختی شنیدم من
وضوح عشق را

شب چره چه خواهیم داشت نمی دانم
شاید اما حرفی نزنی
و کلوچه ات را از من بیشتر دوست داشته باشی
و من اما
عشق را



 
comment بهانه ()