گلایه

ادبیات/شعر/ترجمه

قصه اب و گل
نویسنده : محسن کریمی راهجردی - ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ آذر ۱۳۸٧
 

سلام

بعد از اینهمه دوری باز هم جادوی شعر زری اصفهانی مرا به اینجا کشاند. شعر قصه آب و گل و پس از آن ترجمه آن را به انگلیسی با هم بخوانیم.

یکشب پیراهنت را میدزدم گل سرخ
بی آنکه بیدار شوی
و چون گلاب گیران قمصر
عطرش را تقطیر میکنم
درحباب های بلور ینم
تا ترا بهمراه خود ببرم
درراه های زلالی که میروم
بی آنکه بیدارشوی
وبدانی که رفته ام

A tale of Water and Rose

One of these nights,
You red red rose!
One of these nights!
I will steal your shirt
Soft so not waking you
And then just like
Perfume extracts of Cologne
I will distill its fragrance
In a crystal bottle
Carrying with me
In my transparent path
So soft not waking you
So soft: You won’t feel my departure
One of these nights,
You red red Rose!
One of these nights!


 
comment بهانه ()