گلایه

ادبیات/شعر/ترجمه

سياتل سياتل
نویسنده : محسن کریمی راهجردی - ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ دی ۱۳۸٥
 

سلام

امروز رسیدم به سیاتل.

بعد از دو روز رانندگی و دو شب موندن پشت راه بندان و برف و بوران.

اومدم توی شهر هی گشتم و هی با خود خودم میگفتم آخه من چطور تونستم اینهمه مدت از این شهر دور باشم؟!

به هر حال این دوری و تبعید خودساخته هم اثر نکرد...

تو کجایی که هرچه بیشتر میجویمت محو و گنگ و ناپیداتر میشی؟!

بس نیست اینهمه نبودن و نبودن؟

من که دلم برایت خیلی ساده  خیلی خیلی مثل قدیمها تنگ شده...

خیلی خیلی خیلی زیاد

 اینقدر


 
comment بهانه ()