گلایه

ادبیات/شعر/ترجمه

تاریخ
نویسنده : محسن کریمی راهجردی - ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٧
 

سلام!

برای این پست برگردان شعری بی نام را از خانم شبنم گودرزی تاریخ نامیده و اینجا آورده ام. برای من شعر خانم گودرزی آمیزه ای است از تصویرهای دور و نزدیک شفاف و مبهم و تلخ و شیرین برای همین هم سعی کرده ام  همه اینها را به انگلیسی برگردانم تا چیزی را از قلم نیانداخته باشم. آدرس بلاگ خانم گودرزی را که جوپان نام دارد در خاتمه آورده ام.

 

به مادربزرگ که مثل ظهر تابستان هنوز تشنه اش هستم....

  سیاهی گیسوان مادربزرگ

 در تابستان های کودکی ام

 آب می رفت

 وشکوفه های برفی

 ازسرو رویش بالا میرفتند

 ببین چقدر شبیه من شده بودی

 با ان نگاه خالی وطولانی

 ومهربانی ات

 که چون جوانه ای زیربرف بنهان بود...

 بر بالش تو هر شب برف میبارید

 تا تو را میان باغچه کاشتیم

 تاریخ بر میگردد

 از مسیر بالشهایی که

 کم کم

 زیر سرم برفی میشوند

 

To grandma; who I still thirst her like a Summer noon...

Granny's hair Black

shrank

in my early Summers

Snowy blossoms were

allover her

See: you looked like me

that empty Look, long

and your kindness

like a sprout hidden beneath snow...

It was sonwing on your pillow everynight

till we planted you in the garden

history turns around

through pillows that

little by little

get snowy under my head

 

http://chupan.blogfa.com/

 

 

 

 

 


 
comment بهانه ()