گلایه

ادبیات/شعر/ترجمه

خیابان
نویسنده : محسن کریمی راهجردی - ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳۸۸
 

سلام!

پست جدید کار دیگری از خانم شبنم گودرزی از وبلاگ چوپان http://cupan.blogfa.com     است. خیابان البته نام پست من است و نه نام شعر.

 

زندگی شاید طفلی است که از مدرسه برمیگردد....

 

تو بوی برف می دهی

من بوی الوار سوخته را

به این نشان،

 ما در یک خیابان بوده ایم اما

دردرا یکسان تجربه نکرده ایم

از آسمانی که میبارید

برای من دردگیجی از دود مانده بود

برای تو درد سرما

کسی نمیداند

ما کجای این خیابان ایستاده ایم

کسی نمیداند

ماشبیه به هم بودیم آیا...؟

 

برای بار بعد اما

مهمانت میکنم کنار آتشم بنشینی

 

Life might be a child who returns from school (Forough Farokhzad)

 

You smell like snow

I like burned logs

by this sign

we have been in the same street, yet

have not experienced the pain same.

Off the raining sky

a dull pain of smoke, my share;

yours suffering the cold

None knows

where in this street we were standing

none knows

If we looked like each other...?

Next time though;

I'll invite you to sit by my fire.






 



 
comment بهانه ()