پائیز

آنچه در زیر می آید ترچمه شعر بسیار زیبای پائیز است از دوست عزیزم سرکار خانم دکتر اصفهانی که در سایت ایشان آمده بود و با کسب اجازه از محضر شان تقدیمتان می گردد.


Behold the Fall
Time falls off trees
Disguised as a morbid leaf
And days die in horizon end
Under the rain fall
*
Sitting amongst fall
Every sun down
I look at the
Jaundice leaves of the days
Falling off the tree of life,
And die
Every sun down
Under the feet of memories



*****



نگاه کن پائیز است!

زمان به چهره برگی زرد
زشاخه می افتد
وروزها چو برگهای خیس
زیر نم نم باران
درانتهای افق می میرند
*
نشسته درمیانه پائیز
به برگ های زرد دفتر ایام مینگرم
که هرغروب فرو می ریزند
زشاخه های عمر
و زیر پای خاطر ه ها می میرند


زری اصفهانی

پ.ن راستی من هنوز تنبلیم می آید یاد بگیرم که چگونه لینک بدهم. باید ببخشید برای همین آدرس بلاگ ایشان را اینجا می آورم : http://zariyaddastha.blogspot.com



/ 11 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زری

سلام خدمت محسن عزيز. ممنونم از گذاشتن شعر من دروب لاگت . برای لينک دادن هراسمی را که ميخواهی بنويس بعد روی آنرا های لايت کن و بعد روی دايره سبزی که سمت راست علامت تی می بينی و اگر ماس را روی آن ببری لينک را نشان ميدهد کليک کن و آدرس کامل را آنجا بنويس . قربانت

سوسن

ای بابا پس کی می خواهی مارو لينک کنی گوشه ی وبت هيچی اميدوار نبايد بود / راستی سری زدم به وب خانم اصفهانی درمورد بسته شدن مغازه ی چندتا ازين ناشرين مطلبی بود بادرستی ونادرستی کاراصلا کارندارم ولی دلم واسه بستن شدن يکی شون خيلی خنک شد نميدونيد چه کرده بامن کتابمو بعد ازچهارده ماه هنوز نداده ازبدبقوليش بگذريم خيلی نامردند

ياسمی

سلام محسن خوشگل خوش تیپ خوش قواره چرا خوشگليای تو دست از سر من بر نمی داره؟ باور کن که ديگر نيارم طاقت دلتنگی دور از تو بودن را کدام خاکستر گرم؟ مگر خردک شرری بود؟

مريم

با سلام و خسته نباشید وبلاگ علی رضا نوری با نام سنگ های جهنم راه اندازی شد

حبيب

سلام. درباره ی توالت عمومی خوب گفتی! زدی توی خال. درود و بدرود.

ليلوا

اگر این ظلال نابخرد تاریکِ فراق برود دورترک پوپک مستِ خیالِ دلِ من رام تر آرامتر می زند پر به سکوت تا نشیند در بند که جهان تنگ تر از کابُکِ آویخته ی چشم تو است اگر این ظلال نابخرد تاریکِ فراق برود دورترک من تو را فاصله نیست که جهان تنگ تر از قطره ی بارانی چشمان تو است پای هر پیچک ناز احساس تو مرا می بینی بازهم با آهنگ که افق می بوسد دانه دانه گل سنگ اگر این ظلال نابخرد تاریکِ فراق نرود دورترک چه کسی مرثیه ای خواهد خواند وقت نیلوفر ٍخواب؟؟؟

تنهاي تنهايي

سلام جالب و جذاب هست اميد دارم يک روز خودت قلم بدست گيريد وزيبا بنگاريد شاد و خندان باشيد بيا بسويم خندان بيا

چينی ساز

سلام!با اسماعيل تماس بگير بسيار ضروريست. مجيد از ميدان شهدا به سيمتری نبش طالقانی هجرت کرده در ضمن آخرين دفعه که ديدمش سلام تورا به او رساندم همچنين به شيرآقا که هروقت می بينمش از تو ياد ميکند.

ياسمی

من ميگم اون رابطه قلبی همچنان برقراره به جان محسن قبل از اين که تو پيغام بذاری در به در دنبال آدرس وبلاگت بودم تا بنويسم: دلم گرفته برايت زبان ساده عشق است سليس و ساده بگويم دلم گرفته برايت

دكترداود بيات

با سلام ضمن تشکر و سپاس از محبت های شما مجددا شعر زیباتونو خوندم و لذت بردم و منتظر کار جدیدتون هستم محسن جان در مورد ترجمه ی شعرها و ...کاش شروع میکردی و آثار برتر مملکتمونو ترجمه می کردی و به اونوری ها معرفی میکردی که اگه اینکار بشه به نظرم بزرگترین خدمتی که به ایران و ایرانی میکنی کارای خودم که لایق این حرفا نیس ولی با اینکه سخته ولی اگه تونستی آستینی بالا بزن که دعای خیر همه قطعا پشتوانه ی تو میشه با یه مثنوی غزل به روزم وب بهشت نظم (وب آقای ناصر صارمی) هم به روز شده : http://beheshtenazm.blogfa.com منتظر شما و نظر ارزشمندتون هستیم موفق و سر بلند باشین به روز شدین مطلع بفرمایین باتشکر