گاه موعود

سلام
مدتی این مثنوی تاخیر شد اما خوشبختانه نه چندان که تا خون شیر شد. دستگاه رایانه ام خراب شده بود و فرصت تعطیلی بین دو ترم هم به تدریس خارج از برنامه گذشت با اینهمه برایتان ترجمه تازه ای آورده ام از خانم شلی رابرتس که در همین حوالی خودم در بندر پورت تاونزاند ایالت واشنگتن زندگی می کند.

کسی را یارای گفتن نیست

گاه موعود
وقتی که نگاهی خیره
و نفسی خش دار
یعنی که دیگر پایان نزدیک است
خویشان را بخوانید
چه زود است که بازت می خواهند
من نمی دانم
من سرود فرشتگان را می شنوم
آنقدر که کارهای نیمه تمام دارم
اما
کنارت خواهم نشست و دستت را در دست خواهم گرفت
هیچکس نباید تنها بمیرد



No One Can Perdict


the exact moment
when a far away look
a ragged breath
means the end is near
family to be called
how soon, you are asked
I don't know
I hear angeles singing
so much to do but I will sit and hold your hand
no one should die alone

Shelley Roberts
/ 16 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زری

سلام محسن جان . چه عجب . ترجمه زیبای این شعر زیبا هوای تازه ای بود برایم دراین شب ملال انگیز موفق باشی . سربزن. پیامی بگذار خوشحالم میکند

زری

سلام محسن عزیز به نظر میرسد که خیلی مشغول هستی . سر برن موفق باشی

زری

Hi Mohsen . check out this website http://www.morghesahar.com/

زری

سلام محسن جان . عید نوروز و سال نو مبارک باشد . امیدوارم که درسال نو وقت بیشتری برای ترجمه و نوشتن پیدا کنی و بخصوص نوشتن خاطراتت و از فیض زیبایی های قلمت بی نصیب مان نگذاری . قربانت و ممنون از پیام نوروزی مهربانت

محمد رضا منوچهري

سلام ضمن تبريك سال جديد و آرزوي سال خوش براي دوستان ، منتظرم. دلـــنـالـــه بشـــنو از دل خوش روايـت مي كند گوش گـر داري قيــامت مي كـند از دهــــستان تا خــــدا پرسيده اند لال ها و گنـگ هــــا خنديده اند . . . هر كـــــه از آزي درون چــاه شد او ز عشــق و هر چه نيكي پاك شد ديـــــده چـــشم حريصان پر نــشد تا دلــت قانــع نشد ، حـق در نشد . . . . انصافم آرزوست . . . . . . زيـــن خلق پـــر شكايت گريان ، شدم خـجول آن هــاي هــوي و نـــعره وجـدانم آرزوست گويـــا ترند ز بــلبــل امــــا ز ظلم بر عـــوام مـهـر است بــر دهــان هــا و افغانـم آرزوست . . . . . . . " تو را من چشم در راهم " منتظرت -

حبیب

سلام محسن جان . سال نو مبارک . عیدت منه عیدا و سالت منه سالا. [گل]

قزوه

سلام بر جناب کریمی عزیز! عید مبارک و انشا’ الله سالی سرشار از طراوت و تازگی داشته باشی. خوشحالتر می شوم اگر سفرتان به هند و دهلی در حوالی خرداد ماه باشد مثلا 15 خرداد که یحتمل آن روزها ما برنامه ادبی و هفته ادبیات ایران را داریم و حضور شما مغتنم خواهد بود. در مورد ترجمه آثار شاعران به زبان های هندی و اردو و انگلیسی هم داریم با چند تا ناشر هندی صحبت می کنیم و یحتمل بتوان از تجربه ارزنده شما هم استفاده کرد. تاخیر مرا به خاطر سفرم به ایران و شلوغی کارهایم و تا اندازه ای در دسترس نبودن اینترنت ببخشید. با هم بیشتر در ارتباط باشیم. ترجمه شعرها دارد جدی می شود.

دکتر داود بیات

با سلام ضمن تاشکر از بذل توجه و محبت شما عزیز گرانقدر ترجمه زیباتونو خوندم دست مریزاد خیلی زیبا و هنرمندانه است دلمون برات تنگ شده بود رايانه ات خراب شده بود دستت كه خراب نشده بود يه رايانه ديگه يعني تو اون مملكت كافي نت پيدا نميشه ؟ با یه شعر از خودم و مروری بر مجموعه ی ناگهانی همیشه نارنجی به روزم مزین که می فرمایین به روز شدین مطلع بفرمایین

ّّ×××)خدایی که شکست خورد(×××

تنها و روی ساحل مردی به راه می گذرد نزدیک پای او دریا همه صدا شب ‚ گیج درتلاطم امواج باد هراس پیکر رو میکند به ساحل و درچشم های مرد نقش خطر را پر رنگ میکند انگار هی می زند که : مرد! کجا میروی کجا ؟ و مرد می رود به ره خویش و باد سرگردان هی می زند دوباره : کجا می روی؟ و مرد می رود و باد همچنان امواج ‚ بی امان از راه می رسند لبریز از غرور تهاجم موجی پر از نهیب ره می کشد به ساحل و می بلعد یک سایه را که برده شب از پیکرش شکیب دریا همه صدا شب گیج در تلاطم امواج باد هراس پیکر رو میکند به ساحل و ..... [گل][گل][گل]

زری

Hi Mohsen jaan. . Thanks a lot for the beautiful translation of my poem.. Of course you can put it on your weblgog. good luck