مجید و زمانی اصل

سلام
مجید زمانی اصل را شاید همه نشناسند اما همه آنها که روزی گذارشان به میدان شهدا اهواز افتاده حتما او را و بساط کتابفروشی اش را دیده اند. مجید را از سالهای دور می شناسم از روزهای بهار آزادی که چه زود غروب شدند تا دفتر جنبش مسلمانان مبارز در اهواز تا تاکسی اجاره ایش که در آن " امت" می داد به مسافرانش که بخوانند تا پائیز مقاومت و مزار فرهاد خلفی و دیگر جنبشی هائی که همراه خیل کسانی که از تندباد وحشی تجاوز چه مظلومانه پژمردند...
مجید همه وجودش نورانی است باور نمی کنید دفعه بعد که گذارتان به فلکه شهدا افتاد بایستید و نگاهی به مجید بکنید.
مجید تا آنجایی که به یاد دارم با کلی زحمت دفتری را منتشر کرد به نام " مزامیر پیاده رو" این دو کار از همان دفتر است که نسخه ای از آن را در یک غروب آخرین روزهای حضورم در میهن برایم امضا کرد و به من داد.
از همه گنجینه کتابهایم که مثل بسیار کسان و اشیا دیگر پشت سر گذاشتم دفتر شعر مجید را اما با خود به ینگه دنیا آورده ام و هر از گاهی با تکرار تورقش بوی گل را از گلاب تجربه می کنم.

خوشبختی شاید پروانه یی مرده است که از پلک های آب برمی گیریم
و لای دفتری از شعر می گذاریم
تا شاید شاید روزی روزگاری
یک ترانه اردیبهشتی شود.
باران بر فقرم می بارد بر کتابهای پهن شده بر پیاده رو
و عابرانی که می دوند انگار واژگانی خیس اند
با چتری از رویا و نداری ها
راستی چقدر باید تهی دستی را تاب آورد چقدر؟
باران بر فقرم نه
باران بر پروانه مرده می بارد.

***

این قدر بی انصاف نباش
اگر می خواهی از این کوه از این سوسن ها
از قرنفل ها از رود از هر که بر سر راهت سبز می شود
بپرس!
خواهد گفت که من بوده ام که ماه را بر شانه ها
بارها از رود عبور داده ام
به کفش ها و پیراهن کهنه ام به بساط کتابفروشی ام نگاه نکن
حالا دست بر سر هر قرنفل که بکشم
حتما خوابهایش بوی دریا می گیرد.

/ 10 نظر / 32 بازدید
zino0

سلام وبلاگ داستانهای تخیلی به روز شد. اگر به داستانهای فانتزی و تخیلی علاقه دارید سری بزنید.

سعيدی راد

سلام. مجيد از اون شاعراست که خواهد ماند... منم کلی خاطره از اون دارم... تازه وصی اون هم هستم!

سوسن

بوی عطر بهشت می دهی مجبد /سلام انقدرپيرزن خفه نکردی که خفه اش کردند /موفق باشيد

مژگانبانو

سلام بر آقای راهجردی و عرض تبریک عید. ممنونم از دقت نظر و تذکر. زنده باشید و ایامتان به کام.

زری

محسن عزيز . ممنونم از شعر . خيلی زيبا درآمده است بخصوص Time falls off trees حتی زیباترا ز مضمون شعر من است . اگر اجازه دهی آنرا از کامنت ها برمیدارم اما به اسم محسن در وب لاگ میگذارم . قربانت

حبيب

سلام محسن جان. ممنون از لطفت.کم پیدایی. درود و بدرود.

حبيب

سلام. در پایین نشانی وبلاگ را اشتباه نوشتم. هماره سبز

سلام بر آقا محسن! کار خوبی کردی ياد مجيد کردی. ياد آرش هم باش. ضمنا می خواهيم گزيده ای از شعر معاصر را به انگليسی در هند چاپ کنيم. می شود روی شما هم حساب کرد؟

مهران

سلام بعد از يه دوره فاصله به لطف زمانی که اصلا از ياد رفته بود شما را هم زيارت کردم .خدا روشکر