عصبانی

از فرط عصبانیت فراموش کرده ایم که میتوانیم ...خود را به خریت میزنیم در هم می لولیم ادای روشنفکر ها را در میآوریم به دست آوردهای مسخره خود مغرور هستیم به تحصیلات خود می بالیم یکدیگر را دکتر خطاب میکنیم و به شنیع ترین وجه خود را موجه و موفق و خوشحال و راضی نشان می دهیم و در عین حال زبان پست ترین طبقات یک جامعه فراموش شده را بر می گزینیم
تو از فرط عصبانی بودن جرات بیاد آوردن را از خود گرفته ای
من از فرط غصه نمی خواهم بیاد بیاورم
سرنوشت ملتی که با خود زنا کند همین است

/ 9 نظر / 14 بازدید
سوسن

چوپيرم بهترازين دل نبستم /منظورم اون طناب کهنه است ها

دکتر داود بيات

با سلام وتشکر از حضور مهربانانه شما و عذر تقصیر برای تاخیر ها کوکا بزنم تو گوشش ؟راستی با کی حالا سر دعوا داری ؟می خای چن تا غلو بفرستم برات ؟ با یک خبر و معرفی شاعره گرامی خانم حسینی و سه شعر از ایشان به روزم و منتظر نقد و نظر ارزشمندتان

سوسن

نيايی گلايه نمی کنم چون زنگ تفريح است

دکتر داود بيات

با سلام ضمن تشکر از حضور پر مهرتون با بیوگرافی و اشعاری از آقای محسن کریمی به روزم برای ارائه نقد و نظر ارزشمندتان تشریف بیارین اشتباهات تایپی رو اگه مايل بودی اصلاح کن سطر اول :عصباتيت سطر دوم :تحصيلان ديگر اينکه لينک تون کردم و مطلب ديگر اينکه علت اين همه عصبانيت رو نفهميدم

اکثر وقتا میشته تو اوج عصبانیت حرفای پرمغزی نوشت...