قصه اب و گل

سلام

بعد از اینهمه دوری باز هم جادوی شعر زری اصفهانی مرا به اینجا کشاند. شعر قصه آب و گل و پس از آن ترجمه آن را به انگلیسی با هم بخوانیم.

یکشب پیراهنت را میدزدم گل سرخ
بی آنکه بیدار شوی
و چون گلاب گیران قمصر
عطرش را تقطیر میکنم
درحباب های بلور ینم
تا ترا بهمراه خود ببرم
درراه های زلالی که میروم
بی آنکه بیدارشوی
وبدانی که رفته ام

A tale of Water and Rose

One of these nights,
You red red rose!
One of these nights!
I will steal your shirt
Soft so not waking you
And then just like
Perfume extracts of Cologne
I will distill its fragrance
In a crystal bottle
Carrying with me
In my transparent path
So soft not waking you
So soft: You won’t feel my departure
One of these nights,
You red red Rose!
One of these nights!

/ 3 نظر / 19 بازدید
ب ا ن ی

سلام به همشهری خوب و هنرمند و ادیبم موفق باشی و ایام بکام[گل][گل]

دکتر داود بیات

با سلام و عرض ارادت با تشکر از محبت های همیشگی شما راستی خیلی وقته تو غیبت کبرایی خبر داری یا نه ؟ !!! انتشار تقویم های تشنه ... به روزم

زری

سلام محسن جان ! بسیار ممنونم اززحمت دوباره ات و ترجمه شعر باد خاموش که بسیار زیبا از کاردرآمده است . قربانت و موفق باشی با بهترین آرزوها