بام

با من بیا در کوچه ها گامی گذاریم
گرمای دستان تو را نامی گذاریم
حتی برای لحظه ای هر چند کوتاه
بر وسعت احساس خود بامی گذاریم

/ 20 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

محسن جونم آخه شما چرا؟ بابا تو اين مملکت که هر روز يه چيزی ممنوع ميشه غير قانونی ميشه ضد اخلاقی ميشه منافی دين و مذهب ميشه اگه بخوايم حرفامونم عوض کنيم که ميشيم آدم آهنی.باور کن هيچی مثل اين کلمه نميتونه اوج يه لذت رو نشون ميده.چه اشکالی داره آخه؟

بهار

نميدونم چی شده که رفتی.اما از صميم قلب آرزو ميکنم که شرايط محيا بشه و برگردی چون هيچ کجا ايران نميشه.

سید مهدی موسوی

سلام عزیز به مناسبت عید نوروز و اینجور چیزها در پستی ویژه در 13 فروردین به همراه: 1-رسول ملاقلی پور 2-سعید ایمانی 3-محمدحسین صفارهرندی 4-ژان بودریار 5-جشنواره بین المللی شعر فجر 6-غزل پست مدرن 7-فیلم 300 8-مسعود ده نمکی 9-مهسا محب علی 10-رضا بروسان 11-فرشته ها خودکشی کردند 12-غزل 13-فمینیسم مردانه در مطلبی تحت عنوان: «13 نفر که در بهشت به ملاقاتت می آیند» به روزم و منتظرت...

مژگانبانو

سلام بر همسایه ی بزرگوار. احوال شریف؟ نمی دانستم خود نیز دستی بر آتش شعر دارید. شعور و شور شعر آمیخته با تعهد، قسمت همه نمی شود. قدر این نعمت را بدانید. خوشبختم از دوستی با شاعر هموطنی دیگر. لینکتان را اضافه می کنم انشاا.. و گفتنی ای اگر باشد در سر زدنها! به قول شاعر که می فرماید: گفته بودی سری به هم بزنیم.. آه همسایه آمدم بزنیم در پیامهای وبلاگ خواهم نوشت. غم غربتتان کم باد!

سوسن

چرا تو پيرزن رامی کشی زار / واب حوض را می کشی يار / بيا من رابکش ازدست توخسته ام / تو شهره گشته ای درکوچه بازار

برای سوسن

به پیر زن کشی من تشنه هستم و آب حوض را از چشمه بستم برای اختتام خستگیهات به دنبال طنابی کهنه هستم

سعيدی راد

محسن جان سلام. اعتراف کردی که پیرزن خفته میکنی. آب حوض هم می کشی.... ای قاتل پير زن های سياتل! آب حوض کش. يه قطره آب تو استخر های اونجا نمونده حتما. خشکی اومده!... تو رفتی اونجا چيکار؟؟؟ تا نگرفتنت برگرد!

حبیب

سلام محسن جان. عکسی را که پرسیدی مربوط به طرح مبارزه با بد حجابی است! حسابی بگیر و ببند شده. می گیرند و می برند و از آن ها تعهد می گیرند که اگر برای بار دوم دوباره گرفتند باید دادگاهی بشوند. در نهایت خوشگلی هم دردسر شده!